· به طور مختصر پيشينه تحصيلی، بيوگرافي و نيز سوابق حرفهای خود را بازگو فرماييد؟
بسمالله الرحمن الرحيم. با عرض سلام و ادب خدمت شما و خوانندگان محترم مجله بهينه. کارشناسی رشته حسابداري را در سال 67 با رتبه اولی از دانشگاه شهيد چمران اهواز گرفتم. همان سال در مقطع کارشناسیارشد حسابداري در دانشگاه تهران با رتبه سومی قبول شدم. در سال 70 در آزمون دكتري خارج از کشور شركت كرده و پذيرفته شدم. در سال72 تحصيل در دوره دكتري را شروع كرده و در اواخر سال 75 مدرك دكتري حسابداري را از دانشگاه ولنگونگ کشور استراليا گرفتم. از نظر حرفهای، بعد از ديپلم مدتي كار مالي انجام دادم. در دوره کارشناسیارشد به عنوان حسابرس با سازمان حسابرسي همكاري ميكردم و بعد از اخذ مدرك دكتري طي سالهاي 1379-1376 به صورت تمام وقت و بعد به صورت پاره وقت با سازمان حسابرسي به عنوان مدير بررسيهاي فني و حرفهاي همكاري كردهام. همچنين، عضو جامعه حسابداران رسمي ايران هستم. در سال 82 با دو نفر حسابدار رسمي موسسه حسابرسي آرين حساب شيراز را تأسيس كرديم كه تا آخر سال 84 شريك موسسه مزبور بودم و آز آن به بعد به صورت انفرادي كار حسابرسي انجام ميدهم. در سال 1379 عضو هيئت علمي تمام وقت دانشگاه شيراز شدم و از آن زمان تاكنون افتخار همكاري با بخش حسابداري فعلی و بخش حسابداري و مديريت سابق را دارم.
· كتابهاي تأليفي و مقالات به چاپ رسيده خود را در صورت امكان بيان كنيد؟
از كارهاي انجام شده مي توان سه جلد كتاب حسابداري سازمانهاي دولتي و موسسات غيرانتفاعي را نام برد كه دو جلد آن به چاپ رسيده و يك جلد ديگر آن زير چاپ است. جلد اول اين مجموعه با شماره 134 و جلد دوم آن با شماره 146 توسط سازمان حسابرسی چاپ و منتشر شده است و جلد سوم آن با شماره 187 زيرچاپ است. تعدادي مقاله نيز در مجلات حسابرس، علوم و تكنولوژي كتابخانهاي منطقهاي، علوم اجتماعي و انسانی دانشگاه شيراز، پژوهشنامه اقتصادي و فصلنامه مطالعات حسابداري چاپ شده يا زير چاپ است.
· در طي دوران تدريس خود چه دروسي را تدريس نمودهايد؟ و در چه دانشگاههايي به امر تدريس پرداختهايد؟
اولين سالي كه تدريس را شروع كردم، اگر اشتباه نكنم، مهرماه سال تحصيلي71-70 بود كه همان موقع به صورت حقالتدريس در دانشگاه شيراز مشغول به كار شدم. در آن زمان درسهاي حسابداري صنعتي 2 و بررسي موارد خاص در حسابداري را تدريس كردم. بعد از آن به علت اشتغال به تحصیل در مقطع دكتري مدتي در تدريس من وقفه افتاد. پس از اخذ مدرک دکتری در مقطع کارشناسی دروس حسابداري و حسابرسی دولتي، اصول حسابداري 1، اصول حسابداري2 و حسابداري صنعتي1 را تدريس كردهام. البته، الان مدتي است كه بيشتر در مقطع کارشناسیارشد تدريس ميكنم. تئوري حسابداري1، تئوري حسابداري2، حسابداري دولتي پيشرفته و حسابرسي پيشرفته از جمله دروسي هستند كه در مقطع كارشناسيارشد به تدريس آنها مشغول هستم.
در پاسخ به بخش دوم سوال شما بايد عرض كنم علاوه بر دانشگاه شيراز، در دانشگاههاي تهران، شهيد بهشتي، تربيت مدرس، امام صادق (ع)، الزهرا (س) و دانشكده امور اقتصادي و دارايي تدريس كردهام.
· به نظر شما، آيا سطح آموزش حسابداري در ايران با كشورهاي خارج تفاوت فاحشی دارد؟ چه راهكارهايي را براي بهبود آن پيشنهاد ميكنيد؟
تفاوت فاحش، منظور شما از فاحش چيست؟ شايد نتوان واژه فاحش را بکار برد! اما بالاخره تفاوتهايي وجود دارد. خوب، در خارج از كشور دانشجويان و اساتيد سريعتر با مسائل روز و تغييراتي كه در رشته حسابداري اتفاق ميافتد آشنا و آگاه ميشوند. بنابراين، آموزش آنان به روزتر است. به عنوان مثال در مورد استانداردهايي كه در خارج از كشور توسط مجامع حرفهاي از قبيل هيأت استانداردهاي حسابداري مالي آمريكا و يا ساير مجامع تهيه و تدوين ميشود پس از مدت زمان كوتاهي وارد كتب درسي ميشود و در آموزش مورد استفاده قرار ميگيرد؛ اما در ايران اين فاصله زماني مقداري طولانيتر است. بنابراين، يك فاصله زماني در اينجا وجود دارد. هرچند امروزه شبكهي اينترنت كار را آسانتر كرده است ولي باز، با اين حال، به نظر ميرسد كه فاصلهاي وجود داشته باشد.
از سوي ديگر آموزش دانشجويان در ايران در مقطع كارشناسي فقط متكي بر كتاب است اگر چه در سالهاي اول و دوم کارشناسی ممکن است تکيه بر كتاب لازم باشد ولي به نظر ميرسد از سال سوم به بعد كه درسها تخصصيتر ميشوند شايد بهتر اين باشد كه از مقالات نيز استفاده شود.
متأسفانه مشكل ديگری كه در کارشناسی داريم اين است كه دانشجويان ما كمتر به دنبال تحقيق مي روند و كمتر كارگروهي انجام ميدهند. شايد يكي از دلايل موفقيت كشورهاي ديگر در مقايسه با ايران نيز همين انجام كارهاي گروهي باشد.
· معمولا برنامههاي درسي رشتههاي دانشگاهي در هر كشور متأثر از محيط اقتصادي و آموزشي آن كشور است. همانطور كه ميدانيد اكثر دروس تخصصي حسابداري در ايران از دانشگاههاي معتبر آمريكا و انگلستان اقتباس شده است. به نظر شما آيا اين همخواني بين محيط اقتصادي و آموزشي در ايران وجود دارد؟ آيا اين اقتباس از متون آموزشي كشورهاي ديگر موجب تضاد با محيط اقتصادي ايران نميشود؟ چه راهكارهايي را پيشنهاد ميكنيد؟
حسابداري نيز همانند ساير علوم ديگر كه شكل نوين آنها وارداتي هستند، علمي وارداتي است.
خوب، طبيعتاً علمي كه از كشور ديگري وارد ميشود اتفاقاتي كه در كشور مبدأ روي ميدهد را نيز شامل ميشود. البته، اينگونه نيست كه ما بخواهيم حسابداري را كه در محيطهای اقتصادي ديگر وجود دارد كنار بگذاريم و يك حسابداري جديد بوجود آوريم. اگر منظور شما را درست متوجه شده باشم اين مسأله كه سيستم حسابداري وارداتي براساس شرايط اقتصادي ما نيست؛ بله واقعاً تا حدی درست است، اين موضوع مختص حسابداري نيست بلكه ساير علوم وارداتی بويژه علوم انساني نيز همين مشکل را دارند. لازمه داشتن يك سيستم حسابداري متناسب با محيط اقتصادی ايران اينست كه ما روي مباني اقتصادي خود به اجماع برسيم و يك مبناي نظري اقتصادي براي خود داشته باشيم چون حسابداري رشتهاي است كه به اقتصاد كمك مي كند.
· آيا به نظر شما براي توسعه دانش حسابداري در ايران نبايد به فكر تغيير محتواي برنامههاي درسي كنوني باشيم؟
قطعاً چرا، براي مثال در كتابهاي جديد خارجي مثالهايي براي تفهيم مطالب آورده ميشود كه با كتابهاي قبلي متفاوت است و اين نشان دهنده آنست كه مثالها براساس آنچه در جامعه وجود دارد طراحي ميشود.
طبيعي است كه كتابهاي درسي ما نيز خصوصاً كتابهايي كه سالهاست تغيير نكردهاند بايد مورد تجديدنظر قرار گيرند. خوشبختانه شوراي عالي برنامهريزي به شوراي برنامهريزي درسي دانشگاهها، اختيار تجديدنظر در محتوای دروس را داده است.
براي تغيير در محتواي مطالب درسي و آموزشي بهتر است كه ابتدا در شورای برنامهريزی بخشها برنامههای درسي و حتي تعداد واحدها مورد بررسی قرار گرفته و در مواردي كه نياز به تغيير است تغييراتي صورت گيرد و برنامهها براساس نيازهای روز و جامعه تدوين شود و سپس آموزش براساس آنها انجام شود.
· به نظر شما پاياننامههاي كارشناسيارشد و دكتري حسابداري تا چه حد ميتواند نيازهاي صنعت به پژوهش و تحقيقات را جوابگو باشد؟ آيا در ايران در تدوين و تهيه پاياننامهها معمولا به اين امر توجه ميشود؟ علت را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
در بحث پاياننامه يا تحقيق و پژوهش، بخشي از پژوهش ميتواند كاربردي باشد و بخشي از آن بنيادي و بخش ديگري حالت نظري داشته باشد كه در حال حاضر حالت نظري جز همان حالت بنيادي قرار ميگيرد. اگر اين ذهنيت وجود داشته باشد كه همهي پژوهشهايي كه انجام ميدهيم كاربردي باشد، چنين چيزي نه درست است و نه به صلاح. وقتي پژوهش انجام ميشود هم بايد در جنبههاي بنيادي و نظري باشد و هم در جنبههاي كاربردي.
قطعاً بايد پژوهشهايي كه در دورههای كارشناسيارشد و دكتري انجام ميشود به سمت رفع مشكلات جامعه خودمان باشد.
استحضار داريد كه اگر صنعت احساس نياز كند و از دانشگاه كمك بخواهد، دانشگاه مشكلش را حل ميكند ولي اگر اينطور نباشد و دانشگاه دنبال صنعت برود و اعلام كند كه ميخواهد مشكل صنعت را حل كند و صنعت احساس نياز نكند و يا مشكلاتش را از راههاي ديگر حل كند مسلماً پاياننامهها كمتر به سمت كاربرديشدن ميرود. البته، همه صنايع احساس نياز نميكنند. در بعضي موارد هم اگر صنعت احساس نياز كند ممكن است به سمت دانشگاه نيايد. در نهايت، ابتدا بايد يك رابطه تنگاتنگ بين دانشگاه و صنعت ايجاد شود كه به نظر میرسد هنوز احساس نياز برای ايجاد اين رابطه تنگاتنگ وجود ندارد. هر چند قبل از همه اينها بايد اين باور به وجود بيايد كه دانشگاه ميتواند اين نيازها را برطرف كند. خوشبختانه در خيلي از رشتههاي مهندسي اين دست نياز به سوي دانشگاه دراز شده است ولي در رشتههايي مثل رشته حسابداري وضع به اين شكل نيست.
· در خارج از كشور مجلات مختلفي در مورد حسابداري و حسابرسي وجود دارد اما در ايران در اين مورد فعاليت خاصي انجام نشده است. به نظر شما علت چيست؟ و چگونه ميتوان راهكارهايي براي بهبود آن يافت؟
اين موضوع دلايل مختلفي دارد. دليل اول آن برميگردد به شرايط حسابداري در كشور ما در گذشته، اگر به سالهاي 1358 تا1370 نگاه كنيد ميبينييد تعداد افرادي كه در كشور مدرك دكتري حسابداري داشتند به تعداد انگشتان دست هم نميرسيدند. وقتي تعداد كساني كه در يك رشته مدرك دكتري دارند اينقدر كم باشد طبيعتاً تعداد مجلات در آن رشته نيز كم خواهد بود. زيرا تعداد افرادی که توانايی نوشتن مقاله و اداره مجله را دارند نيز انگشت شمار میشوند. البته همانطور كه استحضار داريد در سالهاي اخير تعداد مجلات بيشتر شده ولي هنوز تعدادشان اندك است.
در حال حاضر تعداد فارغ التحصيلان حسابداري در تمام مقاطع زياد شده و اين نياز به مجله را خيلي بيشتر ميكند. دليل دوم، در گذشته تعداد دانشگاههايي كه در رشته حسابداري دانشجو ميپذيرفتند خيلي اندك بودند ولي در حال حاضر تعداد اين دانشگاهها زياد شده و روز به روز در حال افزايش است. اگر اين دانشگاهها همت كنند ميتوانند نه تنها يك مجله تخصصي حسابداري داشته باشند بلكه حتي بيشتر از يك مجله تخصصي نيز داشته باشند. البته مقداري تنگ نظري هم در اين زمينه وجود دارد. و آخرين دليل مسائل مالي است كه بعضاً تعدادي از مجلات ما مشكل تأمين هزينههای چاپ و كاغذ دارند كه اگر حمايتهاي بيشتري صورت گيرد موفق خواهند شد.
· به نظر شما نقش سازمان حسابرسي در دو حوزه اعتلاي آموزش حسابداري و حسابرسي و امكان ايجاد اشتغال براي فارغ التحصيلان تا چه حد موثر است؟
در مقاطع مختلف اين نقش متفاوت بوده است. اگر بخواهيم در مورد دوران قبل از تشكيل جامعه حسابداران رسمي ايران صحبت كنيم در آن زمان تعداد نشرياتي كه سازمان منتشر كرده و در اختيار جامعه قرار داده خيلي زياد است. از نظر آموزش حرفهاي نيز تا آن مقطع چون بخش خصوصي خيلي فعال نبود كساني كه ميخواستند در حرفه فعاليت كنند و كار ياد بگيرند سازمان حسابرسي براي آنها بهترين محل و فضا را ايجاد كرده بود. منتهي بعد از سال 80 نظر اين است كه سازمان حسابرسي حداقل در بخش آموزش حرفهاي همان وضع را ادامه دهد و علاوه بر آن بخش خصوصي نيز با آموزش حرفهاي خود به حرفه كمك كند. بنابراين، به نظر ميرسد نقش سازمان حسابرسي هم در حوزه اعتلاي آموزش حسابداري و حسابرسي و هم ايجاد اشتغال براي فارغالتحصيلان در خور توجه است هر چند بخش خصوصي نيز ميتواند در اين زمينه كمك شايان توجهي به اعتلاي حرفه كند.
· به نظر شما موسسات حسابرسي در ايران توانستهاند نياز استفادهكنندگان به اطمينان و اعتبار اطلاعات حسابداري و مالي را رفع كنند يا خير؟
الان حدود 6 سال از تشكيل جامعه حسابدارن رسمي ايران مي گذرد. قطعاً ممكن است در اوايل كار موسسات حسابرسي عضو جامعه با يكسري مشكلات و نارساييهايي مواجه باشند كه به مرور زمان انتظار ميرود اين مشكلات برطرف شود. اگر جامعه بتواند نظارت حرفهاي خودش را به نحو احسن انجام بدهد مسلماً موسسات حسابرسي و اعضاي جامعه حسابداران رسمي ايران ميتوانند به استفادهكنندگان از اطلاعات حسابداري و برآوردن نيازهاي آنان كمك كنند. البته، ابتدا خود اعضاي جامعه بايد به رفتار حرفهاي پايبند باشند. اگر خود اعضاء كارشان را به خوبي انحام ندهند اعتماد افراد جامعه به اعضاي جامعه حسابداران رسمی ايران كمتر خواهد شد.
· در طي سالهاي اخير، به همت سازمان حسابرسي، استانداردهاي حسابداري و حسابرسي در ايران تدوين و منتشر شده است به نظر شما استانداردهاي فعلي حسابداري و حسابرسي در حد نيازهاي ايران است؟ آيا بايد با استانداردهاي بينالمللی همخواني داشته باشد؟
اگر ما بخواهيم از اين ديدگاه نگاه كنيم كه استانداردهايي كه سازمان حسابرسي تدوين مي كند آيا نياز هاي جامعه ما را برطرف مي كند؟ خوب، تلاش براينست كه به اين صورت باشد. البته، ممكن است در انجام اين كار نارساييهايي نيز وجود داشته باشد. اين ديگر وظيفه دانشگاهيان است كه در اين زمينه كار كنند و استانداردهايي را كه سازمان تدوين ميكند را بررسي كنند و آنها را در كارهاي پژوهشي ببينند و اگر مشكلي بود به سازمان منتقل كنند تا اصلاح شود.
در مورد همخواني با استانداردهاي بينالمللي بايد گفت كه اگر بخواهيم در مجامع بينالمللي حضور داشته باشيم و يا شركتهاي بينالمللی را كه در ايران شعبه دارند حسابرسي کنيم بايد از استانداردهايي استفاده كنيم كه در سطح بينالمللی نيز پذيرفته شده باشد. سازمان حسابرسی نيز همين كار را انجام ميدهد. سازمان حسابرسی استانداردهای بينالمللی را ترجمه ميكند و با توجه به شرايط جامعه ما مقداري آنها را جرح و تعديل میکند كه ممكن است در اين تعديل ايراداتي نيز وجود داشته باشد.
· به نظر شما تدوين استانداردهاي حسابداري دولتي و يا تشكيل كميتهاي پيرامون اين موضوع تا چه حد ضروری است؟
در كشورهايي كه ما استانداردهاي حسابداری دولتی آنها را ترجمه و مورد استفاده قرار ميدهيم هيئتهايي وجود دارد كه به صورت مشخص در رابطه با حسابداري دولتي كار ميكند و به امر تدوين استاندارد اشتغال دارند.
دستگاههاي اجرايي و موسسات غيرانتفاعي ما با بخش بازرگاني متفاوت است و نميتوان گفت كه به استاندارد نياز ندارند. اتفاقاً عنوان يكي از پاياننامههاي تحت راهنمايی اينجانب همين موضوع بود كه آيا بايد براي دستگاههاي اجرايي دولتي استاندارد حسابداري تدوين شود يا خير؟ كه تقريبا تمام جامعهاي كه مورد بررسي قرار گرفت نظرشان اين بود كه بايد استاندارد حسابداري تدوين شود و به آن نياز مبرم است. خوب، قطعاً اگر قرار باشد استانداردي تدوين شود بايد يك مجموعه هم تشكيل شود كه در واقع بتواند استانداردها را تدوين كرده و به جامعه معرفي كند تا بعداً مورد استفاده قرار گيرد.
· گرايش شما بيشتر به سمت حسابداري دولتي است. آيا امكان اين وجود دارد كه علت و انگيزه آن را بيان كنيد؟
زماني كه در آزمون ورودي دكتري شركت كردم موضوع خاصي را براي پاياننامه در ذهنم نداشتم. البته، همانطور كه استحضار داريد معمولا در مقطع كارشناسيارشد و دكتري افراد گرايش خاصي را انتخاب نميكنند. گرايش افراد در زمان ارائه طرح پاياننامه مشخص ميشود.
بعد از مقداري تحقيق و تتبع در استراليا متوجه شدم كه استراليا جزء اولين كشورهايي است كه به دنبال تغيير مبنای حسابداری دولتی خود از «مبنای نقدی» مرسوم به «مبناي تعهدي» است و اين براي من نكته جالبي بود و به همين دليل علاقهمند شدم كه روی موضوع حسابداری دولتی کار کنم. البته نکته ديگری نيز علاقهام را به اين موضوع تشديد کرد و آن اينکه تا آن زمان شخص ديگری در مقطع دکتری روی حسابداری دولتی ايران و بويژه در مقايسه با ساير کشورها کار نکرده بود.
· به نظر شما آيا يك دانشجوي دوره كارشناسي به صرف پرداختن به تئوري موفق خواهد بود، يا اينكه در كنار تحصيل به كار در محيط اقتصادي نيز بپردازد؟
نظر من اينست كه اگر تئوري همراه با عمل باشد نتيجهاش بهتر است.
اگر دانشجوي حسابداری از سال اولي كه درگير درس ميشود بخواهد كار هم بكند، خوب در سال اول يك دانشجوي حسابداري مگر چقدر آموزش ديده كه بخواهد در عمل اجرا كند؟ همچنين، كار بايد به گونهاي باشد كه به درس لطمه و صدمه وارد نكند و هدف اصلي كه آموزش ديدن است فراموش نشود؛ اگر در اين حد نباشد من موافقم. من توصيهام به كساني كه حسابداري ميخوانند اين است که حداقل در اواخر سال اول و يا دوم اگر بتوانند تابستانها كار كنند و اگر هم ميخواهند به طور دائم مشغول به كار شوند و قصد ادامه تحصيل نيز دارند بايد به گونهاي برنامهريزي كنند كه به درس آنها لطمه وارد نشود.
· آينده حسابداري را در ايران چگونه ميبينيد؟
با توجه به وضعي كه الان داريم به نظرم آينده، آينده خوبي است. در گذشته براي حسابداري در مقطع خاصي اعزام به خارج داشتيم (بانك ملي دانشجويان را از مقطع کارشناسی براي ادامه تحصيل به خارج اعزام ميكرد و در واقع بعد از ديپلم) الان ديگر شرايط اينگونه نيست و حتی برای مقطع دکتری نيز اعزام محدود شده است، ضمن اينكه تعداد فارغ التحصيلان رشته حسابداری در کليه مقاطع زياد شده و انگيزه نيز در رشته حسابداري افزايش يافته است. علاوه بر اين، در گذشته اکثر متقاضيان ورود به رشته حسابداري در مقطع کارشناسی كساني بودند كه در دوره دبيرستان در رشته علوم انساني تحصيل ميكردند ولي الان مدتي است كه بيشتر متقاضيان از ديپلمههای رياضي و تجربي هستند. مسلماً وقتي متقاضيان ورود از مجموعهاي باشد كه قدرت تجزيه و تحليل بيشتري دارند، آينده رشته هم ميتواند بهتر شود. بايد به خاطر داشته باشيم كه تعداد كتب و مجلات تخصصی حسابداری نيز به طور چشمگيری افزايش يافته است و ارتباط با خارج نيز بيشتر شده است. همه اينها به اينكه رشته روز به روز وضع بهتري داشته باشد كمك ميكند.
· چه توصيههايي براي دانشجويان دوره كارشناسي داريد؟ براي دانشجويان دوره كارشناسي ارشد چطور؟
توصيه من اين است كه قدر اين زمان و فرصتها را بدانند چون در واقع كمتر اين فرصتها پيش مي آيد. البته، در كارشناسيارشد و دكتري نيز فرصت است اما اين فرصتها مانند فرصتهاي دوره كارشناسي نيست. از اين فرصتها استفاده بهينه كنند و براي استفاده بهينه بايد حوزه مطالعهشان را توسعه بدهند.
دانشجويان كارشناسي ارشد بهتر است تأكيد بيشتري بر روي مقالات تخصصي رشته حسابداري داشته باشند.
· در پايان اگر از شما خواسته شود كه حسابداري را در يك جمله تعريف نماييد، آيا ميتوانيد بهترين جمله از ديدگاه خود را بيان نماييد؟
حسابداري هم مانند خيلي از كلمات ديگر يك تعريف آكادميك دارد و چيزي كه تعريف آكادميك دارد را من نميتوانم تعريف شخصي كنم. اگر من بخواهم نظرم را در رابطه با حسابداري بگويم چيزي متفاوت از تعريف ميشود. تعريف يك رشته براساس يكسري حساب و كتاب صورت مي گيرد وقتي بخواهيم حسابداري را تعريف كنيم ممكن است حداقل 8 تعريف براي آن بيان كنيم. اگر من بخواهم نظرم را در رابطه با حسابداري بگويم بهتر است بگويم من واقعاً به حسابداري علاقه دارم. از همان ابتدا كه وارد دانشگاه شدم در فكر اين بودم كه اگر شرايط فراهم شود تا پايان مقطع دكتري درسم را ادامه دهم.
· اگر خاطرهاي از دوران تحصيل يا تدريس خود داريد، تقاضا مي شود براي خوانند گان اين گفتگو بيان نماييد؟
خاطرات خيلي زياد است. فكر ميكنم شيرينترين، جالبترين و شايد به ياد ماندنيترين خاطره دوران تدريس من مربوط به سال 1380 است زماني كه پس از سالها (اگر اشتباه نكنم حدود 11 سال)، براي اولين بار 4 نفر از فارغالتحصيلان مقطع كارشناسي حسابداري دانشگاه شيراز در مقطع كارشناسيارشد رشته حسابداري دانشگاههاي دولتي با رتبه بعضاً عالي پذيرفته شدند و شيرينتر اينكه 2 نفر از آنان پس از پايان دوره كارشناسيارشد در مقطع دكتري حسابداري ساير دانشگاهها پذيرفته شدند.
با تشكر از صبر و حوصله شما و اينكه وقت گرانبهاي خود را به گروه مصاحبه نشريه بهينه داديد، از طرف تمامي دانشجويان و خوانندگان نشريه بهينه و نيز اعضاي انجمن علمي بخش حسابداري از شما تشكر مي كنيم.
من هم از شما و کليه دست اندرکاران نشريه بهينه که اين فرصت را فراهم کردند کمال تشکر و سپاسگزاری دارم و آرزوي توفيق ميكنم.
گروه مصاحبه:
رسام شهبازي، علي احمديان، سيما آزادي،ياسمن نكويي نژاد، پيمان معصومي