تبليغاتX
زورق مهتاب
 

 

 

   

 زورق مهتاب

  حسابداری
   
بنام خداوندسبحان:
صد حیف که ماپیر جهان دیده نبودیم وقتی که رسیدیم به ایام جوانی
امیدوارم که بتوانم بواسطه این وبلاگ قدمی رادرجهت افزایش اطلاعات
خود وسایردوستان وعزیزان درزمینه های مختلف مالی وحسابداری
بردارم.
mohsen

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

نوشته های پیشین
شهریور 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386

 RSS 

طراحی قالب

POWERED BY
BLOGFA.COM
 

 دكتر غلامحسين مهدوي«استاديار حسابداري دانشگاه شيراز»

 

·        به طور مختصر پيشينه تحصيلی، بيوگرافي و نيز سوابق حرفه‌ای خود را بازگو فرماييد؟

بسم‌الله الرحمن الرحيم. با عرض  سلام و ادب خدمت شما و خوانندگان محترم مجله بهينه. کارشناسی رشته حسابداري را در سال 67 با رتبه اولی از دانشگاه شهيد چمران اهواز گرفتم. همان سال در مقطع کارشناسی‌ارشد حسابداري  در دانشگاه تهران با رتبه سومی قبول شدم. در سال 70 در آزمون دكتري خارج از کشور شركت كرده و پذيرفته شدم. در سال72 تحصيل در دوره دكتري را شروع كرده و در اواخر سال 75 مدرك دكتري حسابداري را از دانشگاه‌ ولنگونگ کشور استراليا گرفتم. از نظر حرفه‌ای، بعد از ديپلم مدتي كار مالي انجام دادم. در دوره کارشناسی‌ارشد به عنوان حسابرس با سازمان حسابرسي همكاري مي‌كردم و بعد از اخذ مدرك دكتري طي سال‌هاي 1379-1376 به صورت تمام  وقت و بعد به صورت پاره وقت با سازمان حسابرسي به عنوان مدير بررسي‌هاي فني و حرفه‌اي همكاري كرده‌ام. همچنين، عضو جامعه حسابداران رسمي ايران هستم. در سال 82 با دو نفر حسابدار رسمي موسسه حسابرسي آرين حساب شيراز را تأسيس كرديم كه تا آخر سال 84 شريك موسسه مزبور بودم و آز آن به بعد به صورت انفرادي كار حسابرسي انجام مي‌دهم. در سال 1379 عضو هيئت علمي تمام وقت دانشگاه شيراز شدم و از آن زمان تاكنون افتخار همكاري با بخش حسابداري فعلی و بخش حسابداري و مديريت سابق را دارم.

 

·        كتاب‌هاي تأليفي و مقالات به چاپ رسيده خود را در صورت امكان بيان كنيد؟

 از كارهاي انجام شده مي توان سه جلد كتاب‌ حسابداري سازمان‌هاي دولتي و موسسات غيرانتفاعي را نام برد كه دو جلد آن به چاپ رسيده و يك جلد ديگر آن زير چاپ است.  جلد اول اين مجموعه با شماره 134 و  جلد دوم آن با شماره 146 توسط سازمان حسابرسی چاپ و منتشر شده است و جلد سوم آن با شماره 187 زيرچاپ است. تعدادي مقاله نيز در مجلات حسابرس، علوم و تكنولوژي كتابخانه‌اي منطقه‌اي، علوم اجتماعي و انسانی دانشگاه شيراز، پژوهشنامه اقتصادي و فصلنامه مطالعات حسابداري چاپ شده يا زير چاپ است.

 

·        در طي دوران تدريس خود چه دروسي را تدريس نموده‌ايد؟ و در چه دانشگاه‌هايي به امر تدريس پرداخته‌ايد؟

اولين سالي كه تدريس را شروع كردم، اگر اشتباه نكنم، مهرماه سال تحصيلي71-70 بود كه همان موقع به صورت حق‌التدريس در دانشگاه شيراز مشغول به كار شدم.  در آن زمان درس‌هاي حسابداري صنعتي 2 و بررسي موارد خاص در حسابداري را تدريس كردم. بعد از آن به علت اشتغال به تحصیل در مقطع دكتري مدتي در تدريس من وقفه افتاد. پس از اخذ مدرک دکتری در مقطع کارشناسی دروس حسابداري و حسابرسی دولتي، اصول حسابداري 1، اصول حسابداري2 و حسابداري صنعتي1 را تدريس كرده‌ام. البته، الان مدتي است كه بيشتر در مقطع کارشناسی‌ارشد تدريس مي‌كنم. تئوري حسابداري1، تئوري حسابداري2، حسابداري دولتي پيشرفته و حسابرسي پيشرفته از جمله دروسي هستند كه در مقطع كارشناسي‌ارشد به تدريس آنها مشغول هستم.

در پاسخ به بخش دوم سوال شما بايد عرض كنم علاوه بر دانشگاه شيراز، در دانشگاه‌هاي تهران، شهيد بهشتي، تربيت مدرس، امام صادق (ع)، الزهرا (س) و دانشكده امور اقتصادي و دارايي تدريس كرده‌ام.

 

·    به نظر شما، آيا سطح آموزش حسابداري در ايران با كشورهاي خارج تفاوت فاحشی دارد؟ چه راهكارهايي را براي بهبود آن پيشنهاد مي‌كنيد؟

تفاوت فاحش، منظور شما از فاحش چيست؟ شايد نتوان واژه فاحش را بکار برد! اما بالاخره تفاوت‌هايي وجود دارد. خوب، در خارج از كشور دانشجويان و اساتيد سريع‌تر با مسائل روز و  تغييراتي كه در رشته حسابداري اتفاق مي‌افتد آشنا و آگاه مي‌شوند. بنابراين، آموزش آنان به روزتر است. به عنوان مثال در مورد استانداردهايي كه در خارج از كشور توسط مجامع حرفه‌اي از قبيل هيأت استانداردهاي حسابداري مالي آمريكا و يا ساير مجامع تهيه و تدوين مي‌شود پس از مدت زمان كوتاهي وارد كتب درسي مي‌شود و در آموزش مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ اما در ايران اين فاصله زماني مقداري طولاني‌تر است. بنابراين، يك فاصله زماني در اينجا وجود دارد. هرچند امروزه شبكه‌ي اينترنت كار را آسانتر كرده است ولي باز، با اين حال، به نظر مي‌رسد كه فاصله‌اي وجود داشته باشد.

از سوي ديگر آموزش دانشجويان در ايران در مقطع كارشناسي فقط متكي بر كتاب است اگر چه در سال‌هاي اول و دوم کارشناسی ممکن است تکيه بر كتاب لازم باشد ولي به نظر مي‌رسد از سال سوم به بعد كه درس‌ها تخصصي‌تر مي‌شوند شايد بهتر اين باشد كه از مقالات نيز استفاده شود.

متأسفانه مشكل ديگری كه در کارشناسی داريم اين است كه دانشجويان ما كمتر به دنبال تحقيق مي روند و كمتر كارگروهي انجام مي‌دهند. شايد يكي از دلايل موفقيت كشورهاي ديگر در مقايسه با ايران نيز همين انجام كارهاي گروهي باشد.

 

·    معمولا برنامه‌هاي درسي رشته‌هاي دانشگاهي در هر كشور متأثر از محيط اقتصادي و آموزشي آن كشور است. همانطور كه مي‌دانيد اكثر دروس تخصصي حسابداري در ايران از دانشگاه‌هاي معتبر آمريكا و انگلستان اقتباس شده است. به نظر شما آيا اين همخواني بين محيط  اقتصادي و آموزشي در ايران وجود دارد؟ آيا اين اقتباس از متون آموزشي كشورهاي ديگر موجب تضاد با محيط اقتصادي ايران نمي‌شود؟ چه راهكارهايي را پيشنهاد مي‌كنيد؟

 حسابداري نيز همانند ساير علوم ديگر كه شكل نوين آنها وارداتي هستند، علمي وارداتي است.

خوب، طبيعتاً علمي كه از كشور ديگري وارد مي‌شود اتفاقاتي كه در كشور مبدأ روي مي‌دهد را نيز شامل مي‌شود. البته،  اينگونه نيست كه ما بخواهيم حسابداري را كه در محيط‌های اقتصادي ديگر وجود دارد كنار بگذاريم و يك حسابداري جديد بوجود آوريم. اگر منظور شما را درست متوجه شده باشم اين مسأله كه سيستم حسابداري وارداتي براساس شرايط اقتصادي ما نيست؛ بله واقعاً تا حدی درست است، اين موضوع مختص حسابداري نيست بلكه ساير علوم وارداتی بويژه علوم انساني نيز همين مشکل را دارند.  لازمه داشتن يك سيستم حسابداري متناسب با محيط اقتصادی ايران اينست كه ما روي مباني اقتصادي خود به اجماع برسيم و يك مبناي  نظري اقتصادي براي خود داشته باشيم چون حسابداري رشته‌اي است كه به اقتصاد كمك مي كند. 

 

·        آيا به نظر شما براي توسعه دانش حسابداري در ايران نبايد به فكر تغيير محتواي برنامه‌هاي درسي كنوني باشيم؟

قطعاً چرا، براي مثال در كتاب‌هاي جديد خارجي مثال‌هايي براي تفهيم مطالب آورده مي‌شود كه با كتاب‌هاي قبلي متفاوت است و اين نشان دهنده آنست كه مثال‌ها براساس آنچه در جامعه وجود دارد طراحي مي‌شود.

طبيعي است كه كتاب‌هاي درسي ما نيز خصوصاً كتاب‌هايي كه سال‌هاست تغيير نكرده‌اند بايد مورد تجديدنظر قرار گيرند. خوشبختانه شوراي عالي برنامه‌ريزي به شوراي برنامه‌ريزي درسي دانشگاه‌ها، اختيار تجديدنظر در محتوای دروس را داده است.

براي تغيير در محتواي مطالب درسي و آموزشي بهتر است كه ابتدا در شورای برنامه‌ريزی بخش‌ها برنامه‌های درسي و حتي تعداد واحدها مورد بررسی قرار گرفته و در مواردي كه نياز به تغيير است تغييراتي صورت گيرد و برنامه‌ها براساس نيازهای روز و جامعه تدوين شود و سپس آموزش براساس آن‌ها انجام شود.

 

·    به نظر شما پايان‌نامه‌هاي كارشناسي‌ارشد و دكتري حسابداري تا چه حد مي‌تواند نيازهاي صنعت به پژوهش و تحقيقات را جوابگو باشد؟ آيا در ايران در تدوين و تهيه پايان‌نامه‌ها معمولا به اين امر توجه مي‌شود؟ علت را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

در بحث پايان‌نامه يا تحقيق و پژوهش، بخشي از پژوهش مي‌تواند كاربردي باشد و بخشي از آن بنيادي و بخش ديگري حالت نظري داشته باشد كه در حال حاضر حالت نظري جز همان حالت بنيادي قرار مي‌گيرد. اگر اين ذهنيت وجود داشته باشد كه همه‌ي پژوهش‌هايي كه انجام مي‌دهيم كاربردي باشد، چنين چيزي نه درست است و نه به صلاح. وقتي پژوهش  انجام مي‌شود هم بايد در جنبه‌هاي بنيادي و نظري باشد و هم در جنبه‌هاي كاربردي.

قطعاً بايد پژوهش‌هايي كه  در دوره‌های كارشناسي‌ارشد و دكتري انجام مي‌شود به سمت رفع مشكلات جامعه خودمان باشد.

استحضار داريد كه اگر صنعت احساس نياز كند و از دانشگاه كمك بخواهد، دانشگاه مشكلش را حل مي‌كند ولي اگر اينطور نباشد و دانشگاه دنبال صنعت برود و اعلام كند كه مي‌خواهد مشكل صنعت را حل كند و صنعت احساس نياز نكند و يا مشكلاتش را از راه‌هاي ديگر حل كند مسلماً پايان‌نامه‌ها كمتر به سمت كاربردي‌شدن مي‌رود. البته، همه صنايع احساس نياز نمي‌كنند. در بعضي موارد هم اگر صنعت احساس نياز كند ممكن است به سمت دانشگاه نيايد. در نهايت، ابتدا بايد يك رابطه تنگاتنگ بين دانشگاه و صنعت ايجاد  شود كه به نظر می‌رسد هنوز احساس نياز برای ايجاد اين  رابطه تنگاتنگ وجود ندارد. هر چند قبل از همه اينها بايد اين باور به وجود بيايد كه دانشگاه مي‌تواند اين نيازها را برطرف كند. خوشبختانه در خيلي از رشته‌هاي مهندسي اين دست نياز به سوي دانشگاه دراز شده است ولي در رشته‌هايي مثل رشته حسابداري وضع به اين شكل نيست.

 

·    در خارج از كشور مجلات مختلفي در مورد حسابداري و حسابرسي وجود دارد اما در ايران در اين مورد فعاليت خاصي انجام نشده است.  به نظر شما علت چيست؟ و چگونه مي‌توان راهكارهايي براي بهبود آن يافت؟

اين موضوع دلايل مختلفي دارد. دليل اول آن برمي‌گردد به شرايط حسابداري در كشور ما در گذشته، اگر به سال‌هاي 1358 تا1370 نگاه كنيد مي‌بينييد تعداد افرادي كه در كشور مدرك دكتري حسابداري داشتند به تعداد انگشتان دست هم نمي‌رسيدند.  وقتي تعداد كساني كه در يك رشته مدرك دكتري دارند اينقدر كم باشد طبيعتاً تعداد مجلات در آن رشته نيز كم خواهد بود. زيرا تعداد افرادی که توانايی نوشتن مقاله و اداره مجله را دارند نيز انگشت شمار می‌‌شوند. البته همانطور كه استحضار داريد در سال‌هاي اخير تعداد مجلات بيشتر شده ولي هنوز تعدادشان اندك است.

در حال حاضر تعداد فارغ التحصيلان حسابداري در تمام مقاطع زياد شده و اين نياز به مجله را خيلي بيشتر مي‌كند. دليل دوم، در گذشته تعداد دانشگاه‌هايي كه در رشته حسابداري دانشجو مي‌پذيرفتند خيلي اندك بودند ولي در حال حاضر تعداد اين دانشگاه‌ها  زياد شده و روز به روز در حال افزايش است. اگر اين دانشگاه‌ها همت كنند مي‌توانند نه تنها يك مجله تخصصي حسابداري داشته باشند بلكه حتي بيشتر از يك مجله تخصصي نيز داشته باشند. البته مقداري تنگ نظري هم در اين زمينه وجود دارد. و آخرين دليل مسائل مالي است كه بعضاً تعدادي از مجلات ما مشكل تأمين هزينه‌های چاپ و كاغذ دارند كه اگر حمايت‌هاي بيشتري صورت گيرد موفق خواهند شد.


·    به نظر شما نقش سازمان حسابرسي در دو حوزه اعتلاي آموزش حسابداري و حسابرسي و امكان ايجاد اشتغال براي فارغ التحصيلان تا چه حد موثر است؟

در مقاطع مختلف اين نقش متفاوت بوده است. اگر بخواهيم در مورد دوران قبل از تشكيل جامعه حسابداران رسمي ايران صحبت كنيم در آن زمان تعداد نشرياتي كه سازمان منتشر كرده و در اختيار جامعه قرار داده خيلي زياد است. از نظر آموزش حرفه‌اي نيز تا آن مقطع چون بخش خصوصي خيلي فعال نبود كساني كه مي‌خواستند در حرفه فعاليت كنند و كار ياد بگيرند سازمان حسابرسي براي آنها بهترين محل و فضا را ايجاد كرده بود. منتهي بعد از سال 80 نظر اين است كه سازمان حسابرسي حداقل در بخش آموزش حرفه‌اي همان وضع را ادامه دهد و علاوه بر آن بخش خصوصي نيز با آموزش حرفه‌اي خود به حرفه كمك كند. بنابراين، به نظر مي‌رسد نقش سازمان حسابرسي هم در حوزه اعتلاي آموزش حسابداري و حسابرسي و  هم ايجاد اشتغال براي فارغ‌التحصيلان در خور توجه است هر چند بخش خصوصي نيز مي‌تواند در اين زمينه كمك شايان توجهي به اعتلاي حرفه كند.

 

·    به نظر شما موسسات حسابرسي در ايران توانسته‌اند نياز استفاده‌كنندگان به اطمينان و اعتبار اطلاعات حسابداري و مالي را رفع كنند يا خير؟

الان حدود 6 سال از تشكيل جامعه حسابدارن رسمي ايران مي گذرد. قطعاً ممكن است در اوايل كار موسسات حسابرسي عضو جامعه با يكسري مشكلات و نارسايي‌هايي مواجه باشند كه به مرور زمان انتظار مي‌رود اين مشكلات برطرف شود. اگر جامعه بتواند نظارت حرفه‌اي خودش را به نحو احسن انجام بدهد مسلماً موسسات حسابرسي و اعضاي جامعه حسابداران رسمي ايران مي‌توانند به استفاده‌كنندگان از اطلاعات حسابداري و برآوردن نيازهاي آنان كمك كنند. البته، ابتدا خود اعضاي جامعه بايد به رفتار حرفه‌اي پايبند باشند. اگر خود اعضاء كارشان را به خوبي انحام ندهند اعتماد افراد جامعه به اعضاي جامعه حسابداران رسمی ايران كم‌تر خواهد شد.

 

·    در طي سال‌هاي اخير، به همت سازمان حسابرسي، استانداردهاي حسابداري و حسابرسي در ايران تدوين و منتشر شده است به نظر شما استانداردهاي فعلي حسابداري و حسابرسي در حد نيازهاي ايران است؟ آيا بايد با استانداردهاي بين‌المللی همخواني داشته باشد؟

اگر ما بخواهيم از اين ديدگاه نگاه كنيم كه استانداردهايي كه سازمان حسابرسي تدوين مي كند آيا نياز هاي جامعه ما را برطرف مي كند؟ خوب، تلاش براينست كه به اين صورت باشد. البته، ممكن است در انجام اين كار نارسايي‌هايي نيز وجود داشته باشد. اين ديگر وظيفه دانشگاهيان است كه در اين زمينه كار كنند و استانداردهايي را كه سازمان تدوين مي‌كند را بررسي كنند و آنها را در كارهاي پژوهشي ببينند و اگر مشكلي بود به سازمان منتقل كنند تا اصلاح شود.

در مورد همخواني با استانداردهاي بين‌المللي بايد گفت كه اگر بخواهيم در مجامع بين‌المللي حضور داشته باشيم  و يا شركت‌هاي بين‌المللی را كه در ايران شعبه دارند حسابرسي کنيم بايد از استانداردهايي استفاده كنيم كه در سطح بين‌المللی نيز پذيرفته شده باشد. سازمان حسابرسی نيز همين كار را انجام مي‌دهد. سازمان حسابرسی استانداردهای بين‌المللی را ترجمه مي‌كند و با توجه به شرايط جامعه ما مقداري آنها را جرح و تعديل می‌کند كه ممكن است در اين تعديل ايراداتي نيز وجود داشته باشد.

 

·        به نظر شما تدوين استانداردهاي حسابداري دولتي و يا تشكيل كميته‌اي پيرامون اين موضوع تا چه حد ضروری است؟

در كشورهايي كه ما استانداردهاي حسابداری دولتی آنها را ترجمه و مورد استفاده قرار مي‌دهيم هيئت‌هايي وجود دارد كه به صورت مشخص در رابطه با حسابداري دولتي كار مي‌كند و به امر تدوين استاندارد اشتغال دارند.

دستگاه‌هاي اجرايي و موسسات غيرانتفاعي ما با بخش‌ بازرگاني متفاوت است و نمي‌توان گفت كه به استاندارد نياز ندارند. اتفاقاً عنوان يكي از پايان‌نامه‌هاي تحت راهنمايی اينجانب همين موضوع بود كه آيا بايد براي دستگاه‌هاي اجرايي دولتي استاندارد حسابداري تدوين شود يا خير؟ كه تقريبا تمام جامعه‌اي كه مورد بررسي قرار گرفت نظرشان اين بود كه بايد استاندارد حسابداري تدوين شود و به آن نياز مبرم است. خوب، قطعاً اگر قرار باشد استانداردي تدوين شود بايد يك مجموعه هم تشكيل شود كه در واقع بتواند استانداردها را تدوين كرده و به جامعه معرفي كند تا بعداً مورد استفاده قرار گيرد. 

 

·        گرايش شما بيشتر به سمت حسابداري دولتي است. آيا امكان اين وجود دارد كه علت و انگيزه آن را بيان كنيد؟

زماني كه در آزمون ورودي دكتري شركت كردم موضوع خاصي را براي پايان‌نامه در ذهنم نداشتم. البته، همانطور كه استحضار داريد معمولا در مقطع كارشناسي‌ارشد و دكتري افراد گرايش خاصي را انتخاب نمي‌كنند. گرايش افراد در زمان ارائه طرح پايان‌نامه مشخص مي‌شود.

بعد از مقداري تحقيق و تتبع در استراليا متوجه شدم كه استراليا جزء اولين كشورهايي است كه به دنبال تغيير مبنای حسابداری دولتی خود از «مبنای نقدی» مرسوم به «مبناي تعهدي» است و اين براي من نكته جالبي بود و به همين دليل علاقه‌مند شدم كه روی موضوع حسابداری دولتی کار کنم. البته نکته ديگری نيز علاقه‌ام را  به اين موضوع تشديد کرد و آن اينکه تا آن زمان شخص ديگری در مقطع دکتری روی حسابداری دولتی ايران و بويژه در مقايسه با ساير کشورها کار نکرده بود.

 

·    به نظر شما آيا يك دانشجوي دوره كارشناسي به صرف پرداختن به تئوري موفق خواهد بود، يا اينكه در كنار تحصيل به كار در محيط اقتصادي نيز بپردازد؟

نظر من اينست كه اگر تئوري همراه با عمل باشد نتيجه‌اش بهتر است.

اگر دانشجوي حسابداری از سال اولي كه درگير درس مي‌شود بخواهد كار هم  بكند، خوب در سال اول يك دانشجوي حسابداري مگر چقدر آموزش ديده كه بخواهد در عمل اجرا كند؟ همچنين، كار بايد به گونه‌اي باشد كه به  درس لطمه و صدمه وارد نكند و هدف اصلي كه آموزش ديدن است فراموش نشود؛ اگر در اين حد نباشد من موافقم. من توصيه‌ام به كساني كه حسابداري مي‌خوانند اين است که حداقل در اواخر سال اول و يا دوم اگر بتوانند تابستان‌ها كار كنند و اگر هم مي‌خواهند به طور دائم مشغول به كار شوند و قصد ادامه تحصيل نيز دارند بايد به گونه‌اي برنامه‌ريزي كنند كه به درس آنها لطمه وارد نشود.

 

·        آينده حسابداري را در ايران چگونه مي‌بينيد؟

با توجه به وضعي كه الان داريم به نظرم آينده، آينده خوبي است. در گذشته براي حسابداري در مقطع خاصي اعزام به خارج داشتيم (بانك ملي دانشجويان را از مقطع کارشناسی براي ادامه تحصيل به خارج اعزام مي‌كرد و در واقع بعد از ديپلم) الان ديگر شرايط اينگونه نيست و حتی برای مقطع دکتری نيز اعزام محدود شده است، ضمن اينكه تعداد فارغ التحصيلان رشته حسابداری در کليه مقاطع زياد شده و انگيزه نيز در رشته حسابداري افزايش يافته است. علاوه بر اين، در گذشته اکثر متقاضيان ورود به رشته حسابداري در مقطع کارشناسی كساني بودند كه در دوره دبيرستان در رشته علوم انساني تحصيل مي‌كردند ولي الان مدتي است كه بيشتر متقاضيان از ديپلمه‌‌های رياضي و تجربي هستند. مسلماً وقتي متقاضيان ورود از مجموعه‌اي باشد كه قدرت تجزيه و تحليل بيشتري دارند، آينده رشته هم مي‌تواند بهتر شود. بايد به خاطر داشته باشيم كه تعداد كتب و مجلات تخصصی حسابداری نيز به طور چشمگيری افزايش يافته است و ارتباط با خارج نيز بيشتر شده است. همه اينها به اينكه رشته روز به روز وضع بهتري داشته باشد كمك مي‌كند.

 

·        چه توصيه‌هايي براي دانشجويان دوره كارشناسي داريد؟ براي دانشجويان دوره كارشناسي ارشد چطور؟

توصيه من اين است كه قدر اين زمان و فرصت‌ها را بدانند چون در واقع كمتر اين فرصت‌ها پيش مي آيد.  البته، در كارشناسي‌ارشد و دكتري نيز فرصت است اما اين فرصت‌ها مانند فرصت‌هاي دوره كارشناسي نيست. از اين فرصت‌ها استفاده بهينه كنند و براي استفاده بهينه بايد حوزه مطالعه‌شان را توسعه بدهند.

دانشجويان كارشناسي ارشد بهتر است تأكيد بيشتري بر روي مقالات تخصصي رشته حسابداري داشته باشند.

 

·    در پايان اگر از شما خواسته شود كه حسابداري را در يك جمله تعريف نماييد، آيا مي‌توانيد بهترين جمله از ديدگاه خود را بيان نماييد؟

حسابداري هم مانند خيلي از كلمات ديگر يك تعريف آكادميك دارد و چيزي كه تعريف آكادميك دارد را من نمي‌توانم تعريف شخصي كنم. اگر من بخواهم نظرم را در رابطه با حسابداري بگويم چيزي متفاوت از تعريف مي‌شود. تعريف يك رشته براساس يكسري حساب و كتاب صورت مي گيرد وقتي بخواهيم حسابداري را تعريف كنيم ممكن است حداقل  8 تعريف براي آن بيان كنيم. اگر من بخواهم نظرم را در رابطه با حسابداري بگويم بهتر است بگويم من واقعاً به حسابداري علاقه دارم. از همان ابتدا كه وارد دانشگاه شدم در فكر اين بودم كه اگر شرايط فراهم شود تا پايان مقطع دكتري درسم را ادامه دهم.

 

·        اگر خاطره‌اي از دوران تحصيل يا تدريس خود داريد، تقاضا مي شود براي خوانند گان اين گفتگو بيان نماييد؟

خاطرات خيلي زياد است. فكر مي‌كنم شيرين‌ترين، جالب‌ترين و شايد به ياد ماندني‌ترين خاطره دوران تدريس من مربوط به سال 1380 است زماني كه پس از سال‌ها (اگر اشتباه نكنم حدود 11 سال)، براي اولين بار 4 نفر از فارغ‌التحصيلان مقطع كارشناسي حسابداري دانشگاه شيراز در مقطع كارشناسي‌ارشد رشته حسابداري دانشگاه‌هاي دولتي با رتبه بعضاً عالي پذيرفته شدند و شيرين‌تر اينكه 2 نفر از آنان پس از پايان دوره كارشناسي‌ارشد در مقطع دكتري حسابداري ساير دانشگاه‌ها پذيرفته شدند.

با تشكر از صبر و حوصله شما و اينكه وقت گرانبهاي خود را به گروه مصاحبه نشريه بهينه داديد، از طرف تمامي دانشجويان و خوانندگان  نشريه بهينه و نيز اعضاي انجمن علمي بخش حسابداري از شما تشكر مي كنيم.

من هم از شما و کليه دست اندرکاران نشريه بهينه که اين فرصت را فراهم کردند کمال تشکر و سپاسگزاری دارم و آرزوي توفيق مي‌كنم.

 

گروه مصاحبه:                                                        

رسام شهبازي، علي احمديان، سيما آزادي،ياسمن  نكويي نژاد، پيمان معصومي

 

   نوشته شده درSun 24 Aug 2008  ساعت 7:26 AM  توسط محسن 


 

 نگاهی مختصر به گرايشهای MBA در ايران

سلام

خيلي از دوستاني كه تازه كنكور دادن سوالات زيادي در ذهن در مورد گرايشهاي MBA دارند توضيح دادن تفاوت گرايشها و اين كه آيا گرايش خوبه يا بد مفيده يا تنها يه اسمه احتياج به يه تحقيق كامل داره  اما خلاصه براي اطلاع دوستان بگم كه :

در رشته MBA بيش از اوني كه به دروس گذرونده متكي باشيد به زمينه كاري كه در اون شاغل هستيد يا مي خوايد با توجه به پيش زمينه كارشناسي خودتون و ساير عوامل وارد بشيد بستگي داره

اين طور نيست كه استرات‍ژي خوبه بقيه بد يا هر حرف و حديثه ديگه

خيلي از دانشجوها از گرايش عمومي كه سبد درسي مورد نياز يا علاقه  رو بردارن استقبال مي كنن و عمومي به معناي ضعف نيست به خصوص اينكه با وارد شدن به گرايشها كلي درساي قشنگ رو ممكنه از دست بديد .

اما نكته هايي از گرايشها اگه بخوايد بدونيد :

گرايش MIS و Ecommerce گرايش مناسبي براي بچه هاي كامپيوتري به شمار مياد و البته بسيار روبه رشد و پر كاربرد هستن .

استراتژي  بسيارعالي و جذابه  اما به علت اهميتش و نياز به تسلط به كل فرايند  كسب و كار به فارغ التحصيلا به اين راحتي كار رويايي كه انتظار دارن نميدن و حالا حالا بايد كف بازار رو جارو بزنن تا به جايي كه مي خوان برسن

گرايش بازاريابي يكي از گرايشهاي قشنگه كه البته نيروهايي  تيز و خوش فكر و اجتماعي مي طلبه  و بازار رو به رشدي هم داره براي فارغ التحصيلهاي هم جاي كار داره و اصولا در دنيا هم خوب تازه فارغ التحصيلا رو جذب مي كنن

گرايش مالي : بسيار عاليه اما مثل استراتژي به اين راحتي نمي تونيد براي خودتون اسم ورسم پيدا كنيد و سالها بايد تلاش كنيد و البته خوب مزدشو خواهيد گرفت . رقباي شما در اين گرايش حسابدار ها هستن

گرايش منابع انساني : از گرايشهاي خيلي قشنگه من خودم خيلي به اين گرايش و به دروسش علاقه دارم  به خصوص اينكه با روانشناسي تلفيق مي شه .  بازار كسب و كار ايران كم كم داره ازش استقبال مي كنه

گرايش مديريت عمليات : خيلي خلاصه اين گرايش يعني پا تو كفش مهندسان صنايع كردن

گرايش اقتصاد مديريت : در اين گرايش عملا MBA و مهندسي سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي  به هم مي رسن البته در MBA ديد مديريتي حاكمه و در سيستم ديد مهندسي و رياضي . اگه به مباحث اقتصادي علاقه داشته باشيد براتون جذاب خواهد بود .

در مورد ساير گرايشهاي اعلام شده خيلي اطلاعي ندارم و مي شه گفت گرايشهاي اصلي همينا هستن كه گفتم .

كلا به نظر من ببينيد چي كاره هستيد يا چي كاره مي خوايد باشيد و بگرديد دوره هاي مورد نيازتون رو از ميان درسا جدا كنيد . مثلا ممكنه بخوايد مشاور بشيد ، ادامه تحصيل بديد ، در زمينه توليد كار كنيد ، كسب و كار خودتون رو راه بيندازيد و يا مسير شغليتون به سمت مديريت اجرايي يك سازمان سوق داده بشه هر كدوم از اينها يك مسير مستقله كه مي تونه نحوه انتخاب دروس رو تحت تاغثير قرار بده

يك توصيه ديگه : اگه مي خوايد در زمينه MBA فرد موفقي باشيد فارغ از گرايش تحصيلي ، رو زبانتون هميشه و خستگي ناپذير كار كنيد ، مهارتهاي ارتباطي خودتون رو بالا ببريد ، ارتباطات خودتون رو با افراد دور و برتون به شدت افزايش بديد  و مهارتهاي كار با كامپيوتر و شناخت web  رو هر چه مي تونيد تقويت كنيد

   نوشته شده درMon 24 Mar 2008  ساعت 7:45 AM  توسط محسن 


 

 

 سازمان تجارت جهانی ( WTO) چیست؟

 

ایران و WTo (بخش1

 

ظهور دهکده جهانی مارشال مک لوهان ،که به دهه ششم از سده بیستم میلادی چون هاله ای از خیالی کم رنگ   بیش نمینمود اکنون محقق گردیده و روز از پی روز بر شتابش افزوده میگردد،  شتابی که مرزها را زهم گسسته است ،شتابی که  انقلابی تکنولوژیکی عظیمی را  بسط و گسترش میبخشد و به سوی همسویی ملتها  و دولتها و اندیشه ها گام بر میدارد  و جوامعی که به سوی جوامع شبکه ای یا بهتر بگویم جامعه شبکه ای دو گام به یک گام پیش میروند تا جنبه ها و ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خویش را به یکدیگر نزدیکتر سازند،اهنگی که شتاب گرفته است و ارمانی که موجبات به هم پیوستگی قلمروهای کوچک را به منظور مشارکت مستقیم در اداره کردن امور فراهم اورده است  تا کوچکترین حرکت شرورانه یا فضیلت امیز از دید عموم پنهان نماند تا عشق به میهن به تنهایی خاک نباشد که به عشق هم میهن بدل گردد و این میسر نخواهد شد تا میهن را وسعتی به گستره جهان بخشند که این عطش را همسویی ملتها ،دولتها و اندیشه ها سیراب خواهد نمود.ایا بشر امروزی با الهام از ارمانگرایی و فرهنگی غنی ومشترک جامعه جهانی مدنی میتواند تا دروازه های جهانی شدن را به روی خود بگشاید؟

جهانی شدن را تا به امروز بسیار تعریف نموده اند منتقدین به نظام سرمایه و سرمایه داری  انرا صحنه ای برای گسترش اعمال غیر انسانی و تحکیم سیاست برده داری به وسعت جهان  و به یک کلام آمریکایی شدن میدانند و به تغییر جغرافیای سیاسی جهان اشاره دارند  در شرایطی که طرفداران جهانی سازی به انتقال تکنولوژی بهبود شرایط نیروی کار و گردش جهانی سرمایه و انتقال ان تکیه میورزند  و به پایان یافتن چالش تاریخی با سرمایه اشارت دارند و پایان یافتن منازعات منطقه ای  و مرگ جنبش کمونیسم جهانی . که هر کدان از این تعاریف به نوعی تعریفی خاص یا عام برای جهانی شدن نیز تلقی میگردند.

دسته اول جهانی شدن را در مفهوم عام ان عنوان مینمایند  و به در هم ادغام شدن بازارهای جهانی و زمینه های توسعه تجارت و سرمایه گذاری مستقیم  و جابجایی انتقال سرمایه و کاستن قدرت دولتها  و شکافته شدن مرزهای ملی میبینند . 

دسته دوم انرا از قبل سر بر براوردن  دولتهای نیرومند ملی  و اوج پیروزی سرمایه داری جهانی که به تولید یکسان در برون و درون مرزهایشان ادامه میدهد  و سلطه پذیزی و امپریالیسم پروری را در خود میپروراند که با الگوی امریکایی همخوانی دارد

دسته سوم که رقابت بی قید و شرط در جهان را توسعه میبخشد و ثروتمند را داراتر و فقیر را بی چیزتر مینماید و رتبه اخر را برای بازار کار و نیروی کار میبیند. و به نفع و صرفه کشورهای شمال و به ضرر کشورهای جنوب ..به عبارتی شمال تا ابد برد .

 دسته چهارم که انرا عصر تحولات عمیق بر انسان میبینند در گستره جهان که در سایه مبادلات متوازن و همگون در اتیه و نامزون ناهمگون به اکنون صورت میپذیرد  که بر تقسیم عادلانه اهرمهای کسب ثروت تکیه دارد

و دسته پنجم  که بر رشد بازارهای مالی جهان ،فروپاشی نظامهای سطه گر و سر فرود نیاوردن دول ضعیف،بین المللی شدن دغدغه های بشری همچون مبارزه با بیماریها و جهانی شدن محیط زیست ،  کاهش هزینه های هنگفت نظامی و بسط جغرافیای اقتصادی و نه سیاسی، انقلاب تکنولوژیکی اطلاعات  و ترابری و ارتباطات و تقسیم کار و ارائه خدمات .

نقطه اوج و محقق گردیدن ارمانهای کشورهای حامی جهانی سازی و جهانی شدند اقتصاد را میتوان در سازمان جهانی بازرگانی  WTO جستجو نمود .به ان هنگام و سالهای پایانی جنگ جهانی دوم  و میل باطنی کشورهای درگیر  و خصوصا پیروز به منظور برقراری  مبادله و تجارت با یکدگر  که پس از عبور از مشکلات بسیار عاقبت در ۱۹۴۷مودت نامه و معاهده ای را  در قالب قراردادی به نام <<گات >> به امضا رسانیدند  تا در سایه گات  و در  نشستی در کشور مراکش به تاریخ پانزدهم  آوریل ۱۹۹۵ موافقتنامه  عمومی تعرفه و تجارت جهانی    General Agreement On Tarrif and Trade  را تصویب و موافقت خود را با تشکیل WTO اعلام داشتند  که در مفاد ماده اول اساسنامه ان میتوان به اهدافی چون : بالابردن سطح زندگی شهروندان-فراهم اوردن امکانات اشتغال- افزایش مستمر در امدها-بهرهبرداری کامل و معقول از منابع جهانی - و افزایش مبادلات و بهبود بخشیدن نضام تجاری فی ما بین  اشاره نمود  که در مجموع میتوان جنبه های مثبت و منفی بیشماری را برای ان بر شمرد . اما سهم سرزمینمان ایران  و ایرانیان را  چگونه میبینیم ؟ ایران چه باید بکند ؟ جنبه های منفی عضویت در سارمان تجارت جهانی و نکات مثبت ان برای ما چه خواهد بود?

ایران و WTO. (بخش2

در ادامه پرداختن به سازمان تجارت جهانی و ایران ........ اعضای گات بر چهار دسته تقسیم میگردند .

-1اعضای اصلی که میتوانند از تمامی حقوق منظور شده از جانب سازمان تجارت جهانی بهره مند گردند و ملزم به اجرای دقیق تعهدات خویش در قالب گات و تعهدات صادره از ان هستند .

-2اعضای ناظر که با پرداخت سالانه ۱۵۰۰فرانک سوئیس از کلیه مدارک و قطعنامه های مصوبات گات استفاده میکنند  اما متعهد به اجرای ان نیستند ،همانند ایران  که تا مدتها عظو گات بود  تا با اخرین تصمیم شورای گات در ۱۹۹۲ مدت زمان حضور کشورهایی چون ایران به مدت ۵سال محدود گردید که پس از خاتمه  این مدت کشور مورد نظر میباید تکلیف خود را روشن نماید یعنی اینکه یا عضو رسمی گردد و پیش نویس عضویت در گات را ارائه دهد تا به تصویب رسد یا اینکه دلایل عدم عضویت خود را شرح دهد .اعضای ناظرباید گزارش سالانه اقتصادی و تجاری خویش را هر ساله تسلیم گات نمایند  و مبلغی را به عنوان یارانه داوطلبانه به گات پرداخت نمایند .

3-اعضایی که سابق بر این مستعمره کشوری بودند و اکنون استقلال یافته اند  و قادر به عضویت در گات با استناد به  حمایت از اطلاعیه تحت الحمایه قبلی نمایند که در دوره مستعمره بودن خویش به امضا رسیده است که البته در این حالت میتوانند از حمایت کشور مورد اشاره نیز برخوردار گردند.

-4عضویت مشروط که از خق رای و دیگر حقوق اعضای کامل  گات مانند امتیازات تعرفه ای محروم است و به عنوان عضوی چون ناظر پایین دست حضور دارد .مانند کشوری چون تونس

کلیه اعضا بر ازاد سازی تجارت  بین الملل و افزایش سهم کشورهای در حال توسعه  سازگار با توسعه اقتصادی اشاره دارند و در این بین دیدگاه موافقان و مخالفان از اهمیت ویژه ای بر خوردار است  دیدگاهی که شامل حال ایران نیز میگردد و جهان سوم را نیز شامل میگردد . از دیدگاه موافقان کشورهای جهان سوم ابتدا باید  نتایج اولیه جهانی شدن و پیامدهای ان را در سطوح مختلف بپذیرند  و خصوصا بر سطوح اقتصادی  و تکنولوژیک اشاره دارند  و به تجربیاتی چون مقایسه وضعیت دو بلوک شرق و غرب  اشاره دارند و به حکم قیاس به طور مثال وضعیت دو المان شرقی و غربی و یا دو کره شمالی و جنوبی را با یکدگر قیاس میکنند . از دیگر موارد بر حجم تجارت  جهانی در سالهای دور و نزدیک و مقایسه وضعت کسورهای اسیای شرقی  تا قبل از ازاد سازی  سیاست توسعه صادرات و بهبودی چشمگیر ان با وضعیت کنونی اروپا و امریکا یا قیاسی در همان سالها. رونق اقتصادی  و تجارت خارجی که به کمک سرمایه گذاریمستقیم در این کشورها انجام پذیرفته و چین را میتوان مثال قابل توجیه و بارزی دانست . گسترش روابط بین المل و بازتاب ان در  توسعه صنعت گردشگری .بهره مند شدن از مهارت و تخصص در کشورهای  در حال توسعه با گرفتن  ضرب اولیه جهانی شدند در ان کشورها که بازدهی  عوامل تولید را بر عهده دارد  همانند تولید قطعات با رعایت حق امتیاز و فراتر از ان تولید انحصاری .حذف مالیاتهای تجاری تحمیل گردیده بر تولید  که کاهش نرخ تعرفه و مالیات بر واردات را افزایش خواهد داد  اما از طرفی با کاهش میزان کالای مشمول مالیات بر تولید میتواند یکی از مخلین و سام خواهان حق تولید را به حاشیه براند .

اما دیدگاه مخالفین حکایت از این دارد که این نظام ویژه اقتصادی بر پایه های لیبرالیسم استوار است  و هدفش امریکایی شدن و تحمیل الگوهای امریکایی بر جهان است و بر منافع کشورهای پیشرفته جهان دلالت دارد  چرا که بدین شکل تنها کمی بیش از بیست در صد جهان  و به شکل مستدل کشورهای پیشرفته همرا با کشورهای صاحب ثروت و ثروتهای طبیعی از خان نعمت بهرهمند میگردند و دیگران به عقب رانده میشوند که نه پیشرفته هستند و نه صاحب و مالک ثروتهای  طبیعی اباشته شده در مرزهای جغرافیایی و این تفکیک جهانی شدن را بر نمیتابد و با نفس یکپارچگی مخالف است  و بر سیطره فرهنگی  و فرهنگ غربی بر شرق و شرقیان تکیه میورزند  و به بحرانهای مالی و سلطه فرهنگی غرب و ازادی سرمایه گذاری در این کشورها و بر انگیخته شدن احساسات ناسیونالیستی  و به خطر افتادن معاش اکثریت انسانها و نادیده گرفتن نیروی کار . محیط زیست ئ تمرکز قدرت و ثروت و به یک کلام تحمیل چالشهای شمال بر جنوب نیز تکیه دارند . اما ایا منتقدین بر جهانی سازی  و جهانی شدن بر تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی نیز  اشاره دارند ؟ایا  روند جهانی شدن به تغییرات ژئواکونومیک و تحمیل ان بر ژئو پلیتیک نیز می انجامد؟ یا اساسن باید این رابطه را به شکلی معکوس بیان نمود ؟ واکنش کشورهایی ایزوله شده ای چون ایران با عایقبندی به عمر بیش از دو دهه نسبت به تقدم هر کدان از ان دو  مورد سنجش قرار گرفته است ؟ اواخر سال گذشته به واسطه نوع شغلم سفری به نهاوند داشتم  و در مسیر رفت و بر گشت به نهاوند و دیگر مناطقی که در حاشیه قرار گرفته اند  این پرسش به تکرا و تکرار برایم مطرح گردید که ایا به واقه در حال توسعه هستیم ؟شاخصه های توسعه محدود به چند شهر مهم و پر جمعیت ایران میگردد؟ پس سهم بقیه این سرزمین ز توسعه  کجاست ؟ چرا توسعه ایران شمول نیست ؟ ....... دوستی عبارتی را میگفت که :شمال تا ابد برد . ایا براستی شمال تا ابد برد?

 

   نوشته شده درSat 22 Mar 2008  ساعت 2:8 PM  توسط محسن 


 

 

 

راهنمای دستورالعمل انبار گردانی

نکات قابل توجه در تهیه دستورالعمل انبارگردانی

 

1- نکاتی که باید قبل از شمارش از طرف مسئولین شرکت مورد توجه قرار گیرد :

 

1-1- انتخاب شخصی مسئول بعنوان هم آهنگ کننده انبار گردانی ، این شخص سرپرستی عملیات شمارش را بعهده خواهد گرفت .

 

2-1- دستور العمل تهیه شده توسط هم آهنگ کننده کاملا مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در صورت وجود اشکال و قبل از شروع عملیات شمارش باید با مسئولین شرکت و موسسه حسابرسی تماس حاصل شود

 

.3-1- روزها و ساعات شمارش انبار باید مشخص گردد و به قسمتهای مختلف بصورت کتبی اطلاع داده شود که انبار در روزهای تعیین شده تعطیل خواهد بود ، لذا لازم است جهت برآورد احتیاجات خود قبل از روزهای تعیین شده به انبار مراجعه نمایند ( متذکر می شود ، هرگاه در حین انبار گردانی بنابر ضرورت احتیاج به نقل و انتقال موجودیها باشد ، بایستی کلیه نقل و انتقالات تحت نظارت حسابرسان انجام گیرد )

 

4-1- گروههای شمارش باید با ذکر اسامی قبلا تعیین و آموزش کافی داده شوند . لازم است به آنان تذکر داده شود تا در حین عملیات اگر به مسئله ای برخورد نمودند باید با هماهنگ کننده موجودی برداری تماس حاصل نمایند .

 

5-1- هم آهنگ کننده موجودی برداری قبلا انبار یا انبار ها را مورد بازدید قرار دهد و مطمئن گردد که :

 

1-5-1- اقلام به شکلی چیده شده باشد تا شمارش به آسانی انجام پذیر باشد .

 

2-5-1- موجودیهایی که به آسانی شناخته نمی شوند با کمک مسئولین انبار و نوشتن شماره صحیح یا شرح کامل ، مشخص شوند .

 

3-5-1- اقلام ناباب ، اسقاط و همچنین اجناس بدون استفاده از سایر اقلام جدا شده باشند .

 

4-5-1- برای آنکه موجودیهای امانی ( اجناس دیگران نزد شرکت ) در شمارش موجودیهای شرکت به حساب نیایند باید از سایر موجودیها جدا و مشخص چیده شوند .

 

5-5-1- نام و سایر مشخصات اجناس بطور واضح نوشته شده و بر روی قفسه اجناس یا خود اجناس نصب یا گذارده شده باشد .

 

6-1- برای آسانتر شدن امر شمارش باید برگه های شمارش در دونسخه تنظیم و از پیش آماده و شماره گذاری شده باشد . هم آهنگ کننده موجودی برداری مسئول کنترل صدور این برگه ها بوده و لازم است که حساب تعداد برگه های صادر شده ( تسلیم شده ) به شمارش کنندگان را نگهدارد . برای کنترل دقیق برگه ها لازم است برگه های باطل شده ( به هر دلیل ) همراه با برگه های استفاده شده به هم آهنگ کننده تسلیم گردد .

 

7-1 – پیش از اجرای موجودی برداری آخرین شماره مدارک ثبت گردش موجودیها مانند صدور کالا ، رسید کالا و غیره به هم آهنگ کننده موجودی برداری گزارش گردد .

 

8-1- مشخصات و تعداد ( مقدار) اجناس موجود در قسمت دریافت کالا به هم آهنگ کننده موجودی برداری اطلاع شود تا ایجاد بدهی برای شرکت قابل کنترل باشد .

 

9-1- تسلیم گزارش اجناس موجودی در قسمت صدور کالا نیز مانند بند فوق باید به هم آهنگ کننده موجودی برداری اطلاع داده شود تا اطمینان حاصل شود ، برای این دسته از اجناس فاکتور صادر گردیده است یا جزو موجودیها به حساب آمده است .

 

10-1- برای جلوگیری از شمارش مجدد و یا شمارش نشدن قسمتی از موجودیها لازم است در مدت زمان موجودی برداری جابجایی اجناس بین قسمتهای مختلف تا آنجا که ممکن است انجام نشود .

 

 

2- مواردی که باید طی شمارش مورد توجه قرار گیرند :

 

1-2- موجودی برداری  بوسیله گروههای دو نفری انجام شود . یک فرد عمل شمارش را انجام داده و فرد دیگر ضمن تائید شمارش آنرا ثبت نماید . تا آنجا که امکان دارد یکی از افراد گروه دو نفری باید بگونه ای انتخاب گردد که با موجودیها آشنا بوده و به آسانی بتواند نوع و مشخصات موجودیها را با مشخصات ثبت شده تطبیق داده و در صورتیکه مشخصات بر روی اجناس نصب نشده باشد بتواند مشخصات و نوع اجناس را تشخیص دهد .

 

1-1-2- چنانچه موجودیهایی بر اساس وزن ثبت می شوند ، اطمینان حاصل شود تا وسایل لازم برای توزین موجودیها در دسترس باشد .

 

2-2- ترجیحا ، موجودیها دو بار و هر بار وسیله یک گروه دو نفری متفاوت شمارش گردد .

 

3-2- برای جلوگیری از دوباره شمارش شدن یا شمارش نشدن پاره ای از موجودیها ، شمارش بایستی به شکل اصولی انجام پذیرد مثلا موجودیها را ردیف به ردیف ( از ابتدا تا انتها ) شمارش نموده و اجناس شمارش شده را با علامت گذاری مشخص نمایند .

 

4-2- امضاء تمام برگه های شمارش و هرگونه اصلاح در آنها وسیله هر دو گروه شمارش کننده ضروری است .

 

5-2- موجودیهای معیوب ، فاسد ، کم مصرف و غیر استاندارد باید با ذکر مورد در برگه ها ثبت گردد .

 

6-2- بطور نمونه باید محتویات تعدادی از موجودیهای سربسته توسط گروههای شمارش کننده مورد شمارش قرار گیرد .

                                    

 

3- مواردی که باید پس از پایان موجودی برداری مورد نظر قرار گیرد :

 

1-3- کلیه برگه های شمارش ( شامل برگه های استفاده شده ، باطل شده و استفاده نشده ) برای هم آهنگ کننده موجودی برداری برای کسب اطمینان از استفاده درست و بجا از تمام برگه های شمارش ارسال شوند .

 

2-3- چنانچه نتیجه شمارش توسط دوگروه اختلافی را نشان دهد یا نتیجه شمارش با مدارک دائمی موجودیها اختلاف داشته باشد ، شمارش دوباره آنها با حضور هر دو گروه شمارش کننده و حسابرسان برای مشخص نمودن عدد نهایی و درست لازم می باشد .

 

3-3- پس از خاتمه شمارش ، چنانچه هرگونه اصلاحی در برگه های شمارش لازم باشد باید هرگونه اقدام با آگاهی حسابرسان و تائید هم آهنگ کننده موجودی برداری باشد .

 

4-3- باید نتیجه بدست آمده با مدارک دائمی ( در صورتیکه وجود داشته باشند ) و حساب کنترل در دفاتر مقایسه شوند .

5-3- بررسی مغایرات و اصلاح مدارک پس از تائید هم آهنگ کننده موجوی برداری امکان پذیر خواهد بود .

 

6-3- برگه های شمارش و صورت جلسات باید بوسیله کلیه مسئولین ( شمارش کنندگان ، هم آهنگ کننده موجودی برداری و حسابرس داخلی ) امضاء شود .

 

7-3- یک نسخه از دو نسخه مورد استفاده باید بلافاصله برای حسابرسان ارسال شود .

 

   نوشته شده درTue 18 Mar 2008  ساعت 7:49 AM  توسط محسن 


 راهنماي سرمايه‌گذاران غيرحرفه‌اي براي سرمايه‌گذاري در بورس

 


 


ضمن تاييد اقدام شما براي اين‌که پس‌اندازهاي خود را از طريق بازار سرمايه به توليد مولد تبديل کنيد، به‌اطلاع جناب‌عالي/ سرکار مي‌رساند که بازار سرمايه در کنار بازده‌هاي خوبي که در طي سال‌هاي نسبتاً طولاني داشته است، متضمن ريسک نيز مي‌باشد.


بنابراين، توصيه‌هاي زير را درنظر داشته باشيد و پس از آن اقدام به سرمايه‌گذاري کنيد.


1.در صورتي‌که پس‌انداز شما زير 30 ميليون ريال است، توصيه نمي‌شود که در بازار سرمايه سرمايه‌گذاري کنيد. بهترين محل براي سرمايه‌گذاري اين وجوه بازار پول يعني بانک‌هاست. علت آن است که امکان نياز فوري شما به اين وجوه بسيار بالا خواهد بود، و بهتر است از چنين حداقلي براي پشتوانة زندگي خود استفاده کنيد، و اين پس‌اندازها را به‌شکلي نگاه داريد که نقدشوندگي بالا دارند، و بدون ريسک‌اند.


2.درصورتي‌که با مبالغ در اختيار مي‌توانيد کاري را شروع کنيد که دوست داريد، يعني خود مستقيماً آن را به يک دارايي سرمايه‌اي ( به يک کار فيزيکي و عملي ) تبديل کنيد، به جاي اين‌که سهام بخريد، بهتر است همان کار را بکنيد. البته، بايد مطمئن شويد که در آن کار موفق مي‌شويد. بنابراين، به‌هيچ وجه توصيه نمي‌شود که وسيلة کار خود را بفروشيد و به خريد و فروش سهام بپردازيد. مثلاً، توصيه نمي‌شود کاميون خود را که وسيلة کار شماست و يا کارگاه خياطي، آموزشگاه حرفه‌اي، مطب و يا شرکت خود را بفروشيد و با آن در بازار سرمايه حضور يابيد. اول بايد کار خود را بتوانيد انجام دهيد و بعد در بازار سرمايه، پس‌اندازهاي خود را سرمايه‌گذاري کنيد.


3.مسکن ضرورتي تام دارد و براي هر شهروند ايراني و خانوادة او تهية مسکن امري حياتي است. بنابراين، اگر بين خريد مسکن و خريد سهام مي‌خواهيد تصميم بگيريد، توصيه مي‌کنيم نسبت به خريد مسکن اقدام کنيد. هرگز مسکن خود را نفروشيد تا وجوه آن را به خريد سهام اختصاص دهيد.


4.اگر حرفه‌اي نيستيد، تسهيلات نگيريد و از ديگران قرض نکنيد تا سهام بخريد. به کساني‌ هم که مدعي‌اند وجوه شما را به نرخ بالايي از شما دريافت مي‌کنند تا در بازار سرمايه‌گذاري کنند، وجهي ندهيد.


5.اگر تا به‌حال سهام نخريده‌ايد، مطلع باشيد که خريد سهام متضمن دريافت سود، دريافت سهام جايزه، شرکت در جلسات ساليانه‌اي که مجامع عمومي نام دارد و نيز شرکت در افزايش سرمايه مي‌باشد. بنابراين، بايد با اين موضوعات ساده که سود چيست، شرکت‌ها چه‌گونه افزايش سرمايه مي‌دهند، و چه‌گونه بايد در مجامع عمومي حضور يابيد، آشنا شويد. به‌علاوه، اگر سهام داريد، حتماً در مجامع عمومي شرکت‌ها حضور يابيد تا مراحل کار را فرابگيريد.


6.اگر تاکنون سهامي نخريده‌ايد، توصيه مي‌شود براي مدت چند روز در محل يکي از تالارهاي بورس يا تالارهاي اختصاصي حضور يابيد و در آن محل اطلاعات را دنبال کنيد. هم‌چنين از طريق سايت www.irbourse.com و يا ديگر سايت‌هاي شرکت‌هاي معتبر کارگزاري و سرمايه‌گذاري و ساير کساني‌که سايت‌هاي معتبر دارند، اطلاعات بگيريد و يا روزنامه‌هاي اقتصادي را بخوانيد. مناسب است اگر بتوانيد 10 يا 15 روز قبل از اقدام به خريد سهام، در تالارهاي بورس و يا تالارهاي اختصاصي کارگزاران حاضر شويد و با فرايند سرمايه‌گذاري آشنا شويد. اگر تا به‌حال سهامي نخريده‌ايد، شايسته است در يکي از کلاس‌هاي کوتاه‌مدتي که راهنماي سرمايه‌گذاري است، شرکت کنيد. درحال حاضر، کلاس‌هاي متعددي تشکيل مي‌شود.


7.آن‌گاه که تصميم به خريد سهام مي‌گيريد، مطلع باشيد که سهام داراي ريسک است. بنابراين، به سودآوري شرکت‌ها و مخصوصاً سودآوري مستمر آن‌ها ( سود عملياتي ) توجه خاص کنيد. اگر تابه‌حال سهام نخريده‌ايد، حتماً از شرکت‌هاي بزرگ شروع کنيد و بلافاصله وارد خريد سهام شرکت‌هاي کوچک و متوسط نشويد (به بندهاي 11 و 12 رجوع کنيد).


8.از شايعه و دنبال‌روي و تصميم‌گيري براساس شايعه پرهيز کنيد. فکر نکنيد که در بازار سرمايه معجزه رخ مي‌دهد. ممکن است کساني در تالارهاي بورس و يا در جاهاي ديگر باشند که قصد دادن اطلاعات نادرست به شما دارند تا از آن طريق، خود بهره‌مند شوند. مثلاً، به شما مي‌گويند سهمي را بخريد که وضعيت مناسبي ندارد و شما فردا آن سهم را مي‌خريد، درحالي‌که ممکن است خود آنان‌ فروشندة آن سهم باشند. يا ممکن است به شما بگويند فلان سهم را بفروشيد، درحالي که خودشان فردا خريدار آن سهم باشند. بنابراين، از کساني که اعتماد داريد مشورت بگيريد و به‌هيچ وجه به‌دنبال شايعات نرويد. به‌دنبال چيزي که درصدگيري نام‌گرفته است، نرويد. اگر قيمت سهمي هر روز داراي نوسان است و تغييرات شديد مي‌کند، چندان به‌دنبال آن نباشيد. به‌دنبال سهامي باشيد که قيمت آن‌ها ثبات نسبي دارد.


9.اگر مثلاً 10 ميليون تومان داريد، حتماً ترکيبي از سهام را بخريد. اصطلاحاً به اين‌ها سبد سهام مي‌گوييم. مثلاً 5 سهم بخريد، يعني 2 ميليون تومان به هر سهم اختصاص دهيد. بدين‌ترتيب، ريسک شما کاهش پيدا مي‌کند. در انتخاب اين سهام، از صنايع مختلف سهم بخريد: مثلاً اگر سهم 5 شرکت را از صنايع سيمان، خودرو، پتروشيمي، ساختماني، مالي، مقاطع‌کاران بزرگ، گروه‌هاي ديگر خريداري کنيد، اين توزيع به شما کمک مي‌کند تا ريسک خود را کاهش دهيد.


10. مصلحت آن است که سهام را به‌شکل سبدي بخريد که فرد کارشناس و متخصص انتخاب کرده است. به‌زودي در بازار سرماية ايران، سبدهايي طراحي شده و به‌فروش خواهد رسيد. يک نوع از اين سبدها، صندوق سرمايه‌گذاري مشاع نام دارد که دردست انتشار است. اين‌ها را در آيندة نزديک خواهيم داشت. آن‌چه درحال حاضر دردسترس است، سهام شرکت‌هاي سرمايه‌گذاري است.



??. اگر بازار دچار هيجانات شديد شد، يعني شاخص به‌شدت نوسان به‌طرف بالا يا پايين داشت، بهتر است هيچ کاري نکنيد. همة افراد با تجربه در چنين دوره‌هايي نه مي‌فروشند و نه مي‌خرند، بلکه به بررسي بيشتر و گردآوري اطلاعات مي‌پردازند. توجه بفرماييد که بعضي کاهش‌هاي شديد قيمت ممکن است به‌دليل افزايش سرمايه‌ باشد، و واقعاً قيمت کاهش نيافته باشد.


??. عرضه‌هاي اوليه، سهامي است که براي اولين‌بار به بورس مي‌آيد. بعضي از اين سهام دولتي است که سازمان خصوصي‌سازي عرضه مي‌کند، و بعضي از آن‌ها را بخش خصوصي ارائه مي‌دهد. در طي چندسال گذشته، خريد سهام عرضه‌هاي اوليه با سود مناسب همراه بوده است، از اين‌رو، خريد سهام در عرضه‌هاي اوليه (به‌ويژه عرضه‌هاي دولتي) قابل‌توصيه است. البته، عرضه‌هاي اولية نامناسب هم وجود داشته است.


1?. به‌زودي اوراق مشارکت شرکت‌هاي پذيرفته‌شده در بورس نيز منتشر مي‌شود. از آن‌جا که ناشران اين اوراق پرداخت اصل و سود علي‌الحساب را تضمين مي‌کنند، ريسک اين اوراق به‌مراتب کمتر از سهام است. به‌علاوه، در مقايسه با اوراق مشارکت دولتي و بانک مرکزي، سود قطعي مورد انتظار اين اوراق بالاتر است. بنابراين، توصيه مي‌شود که بخشي از منابع خود را به خريد اوراق مشارکت شرکت‌ها اختصاص دهيد.


1?. اگر شما خود را سرمايه‌گذاري حرفه‌اي مي‌دانيد، و از وضع شرکت‌هاي مختلف بورس اطلاع کامل داريد، توصيه‌هاي ما به شما مربوط نمي‌شود. مخاطب اين توصيه‌ها صرفاً سرمايه‌گذاران غيرحرفه‌اي‌اند.


??. سهام را براي چند روز يا چند هفته نخريد. افق سرمايه‌گذاري بلندمدت داشته باشيد، و اگر سهمِ مطمئني خريده‌ايد، حداقل افق سرمايه‌گذاري 6 ماهه داشته باشيد. از نوسانات گاه‌به‌گاه قيمت سهامِ مطمئني که خريده‌ايد، نگران نباشيد.


   نوشته شده درSun 17 Feb 2008  ساعت 7:26 AM  توسط محسن 


 

 

رتبه های برتر سال 86 و محل قبولی آنها

 

این مطلب از  وبلاگ حامد ذاکری  نقل می شود :

 

رتبه های برتر کنکور ارشد حسابداری در دانشگاههای تهران، علامه طباطبائی و شهید بهشتی پذیرفته می شوند.قبولی های امسال این سه دانشگاه در ذیل آمده است.

 

رتبه

زبان

ریاضی

مالی

صنعتی

حسابرسی

میانگین

معدل

محل قبولی

۱

۱۶.۶

۷۴.۱

۸۲.۷

۷۶.۶

۷۷.۷

۶۷.۶۸

۱۸.۸۶

علامه طباطبائی

۲

۴۹

۶۹

۸۶

۷۰

۶۱

۶۸.۷۵

۱۷.۴۵

علامه طباطبائی

۳

۱۷.۷

۷۹.۱

۷۴.۷

۷۳.۳

۴۸.۸

۶۱.۷۵

۱۶.۶۸

تهران

۴

۱۸

۶۷

۶۸

۷۵

۷۶

۶۱.۹۲

۱۹.۱۸

تهران

۵

۱۰

۵۴

۷۱

۷۳

۷۱

۵۶.۹۲

۱۸.۲۴

تهران

۶

۱

۶۶

۶۸

۶۲

۸۰

۵۷.۳۳

۱۷.۴۳

تهران

۷

۰

۷۱.۶

۵۸.۶

۶۲.۲

۸۳.۳

۵۶.۸۰

۱۸.۵۱

تهران

۸

۰

۶۵

۵۷.۴

۸۳.۳

۷۳.۳

۵۶.۷۰

۱۸.۰۷

تهران

۹

۸

۶۶

۷۷

۵۱

۶۴

۵۶.۲۵

۱۸.۰۹

تهران

۱۰

۱۸

۶۸

۶۵

۷۸

۶۳

۵۹.۷۵

۱۵.۸

علامه طباطبائی

۱۲

۴۵

۴۷

۶۶.۶

۶۶.۶

۶۱.۲

۵۷.۲

۱۶.۵۴

علامه طباطبائی

۱۳

۳۸

۷۱

۵۲

۵۶

۶۱

۵۶.۵۸

۱۵.۸۱

شهید بهشتی

۱۴

۵

۵۳

۷۹

۵۷

۶۷

۵۴.۵۰

۱۷.۴۳

تهران

۱۵

۳.۳۳

۵۷

۶۵

۷۲

۶۳

۵۳.۵۶

۱۷.۹۱

شهید بهشتی

۱۶

۱

۵۹

۷۱

۶۱

۶۹

۵۴.۳۳

۱۷.۹۱

شهید بهشتی

۱۷

۴

۶۲

۵۷

۷۴

۶۴

۵۳.۴۲

۱۸.۵

علامه طباطبائی

۱۸

۳۴

۶۰

۶۷

۶۲

۴۷

۵۵.۵۸

۱۷.۵

شهید بهشتی

۱۹

۰

۵۷.۵

۷۲.۴

۵۸.۸

۷۳.۳

۵۴.۴۹

۱۷.۰۹

شهید بهشتی

۲۰

۵۲

۴۲

۶۰

۶۵

۵۵

۵۴.۱۷

۱۷.۵

شهید بهشتی

۲۱

۰

۶۹.۳

۶۹.۹

۵۳.۳

۶۰

۵۳.۶۸

-

شهید بهشتی

۲۲

۰

۶۷

۵۶

۶۳

۷۱

۵۳.۰۸

۱۷.۰۶

شهید بهشتی

۲۴

۰

۶۰

۶۵

۶۰

۶۱

۵۱.۴۲

۱۸.۹۷

شهید بهشتی

۳۷

۰

۷۳.۳

۵۵

۶۰

۵۷.۵

۵۱.۶۶

۱۹.۵

شهید بهشتی

 دانشگاه تهران : ۹ نفر پذیرش داشته است که ۱ نفر سهمیه شاگرد اولی دانشگاه تهران می باشد و رتبه های  ۸ نفر دیگر در بالا آمده است.

 دانشگاه علامه طباطبائی : ۹ نفر پذیرش داشته است که ۲ نفر سهمیه شاگرد اولی دانشگاه علامه می باشند.۱نفر با سهمیه خاص قبول شده است.رتبه ۱۷ با سهمیه شاگرد اولی قبول شده است.رتبه ۱۱ نیز در این دانشگاه قبول شده  است که درصدهای ایشان نیامده است.

 دانشگاه شهید بهشتی : ۱۳ نفر پذیرش داشته است که ۲ نفر سهمیه شاگرد اولی این دانشگاه را داشتند.۱ نفر با سهمیه خاص قبول شده است.رتبه ۳۷ با سهمیه شاگرد اولی قبول شده است.بقیه قبولی ها در بالا آمده است.

 توجه داشته باشید که به خاطر بالا بودن سطح سوالات سال ۸۶ میانگین درصدها کاهش پیدا کرد.لذا در کنکورهای آتی اگر سطح سوالات بالا بود به درصدهای سال ۸۶ و اگر سطح سوالات متوسط و معمولی بود به درصدهای سال ۸۵ مراجعه کنید.

   نوشته شده درSat 26 Jan 2008  ساعت 7:56 AM  توسط محسن 


 

 


مصاحبه با رتبه یک کنکور ارشد حسابداری 

 آقای علی عالی زاده از دانشگاه صنعتی شاهرود رتبه اول کنکور ارشد

 

حسابداری امسال را کسب کردند. 

 

 

سوال - نحوه برنامه ریزی درسی خود را بفرمائید؟

من از ۵ مهر شروع به خواندن کنکور کردم.بطور متوسط روزی ۹ الی ۱۰ ساعت مطالعه می کردم و هر چه زمان جلوتر می رفت این مدت بیشتر می شد.در تابستان فقط کتاب اصول حسابرسی ۱ سازمان را مطالعه کردم.من دروس را هنگام پاس کردن با دقت می خواندم.

 سوال - منابعی که برای کنکور ارشد استفاده کردید بفرمائید؟

 

 زبان:

 زبان تخصصی حسابداری - داود اقوامی - انتشارات سمت

توضیح : من به ۵ تست زبان تخصصی در کنکور پاسخ دادم.

 

ریاضی و آمار :

ریاضیات - هادی رنجبران

 آمار - هادی رنجبران

 

حسابداری مالی:

حسابداری مالی - یدالله تاری وردی (دو جلد) - انتشارات ترمه

مروری جامع بر حسابداری مالی - دکتر نوروش و مهرانی (دو جلد) - انتشارات نگاه دانش

استانداردهای حسابداری ایران - نشریه ۱۶۰ سازمان حسابرسی

پرسشهای ۴ گزینه ای استانداردهای حسابداری ایران - قسیم عثمانی و جمشید اسکندری - انتشارات کیومرث

توضیح : کتاب آقای تاری وردی کتاب بسیار خوبی است.درس حسابداری پیشرفته ۱ در جلد اول و درس حسابداری پیشرفته ۲ در جلد دوم آمده است ولی چون این کتاب به استانداردهای حسابداری نپرداخته کتاب آقای نوروش را مطالعه کردم.کتاب آقای نوروش شامل تستهای کنکور دولتی و آزاد می باشد.

 

حسابداری صنعتی:

صنعتی ۱ - قسیم عثمانی و علی قاسم زاده - انتشارات ترمه

صنعتی ۲ - پیام نور

صنعتی ۳ - حسابداری مدیریت - عبدالحسین رجبی - انتشارات دانشگاه صنعتی شاهرود

 

حسابداری صنعتی با تاكيد بر مسايل مديريتی ترجمه موسی بزرگ اصل و علی پارساييان  ( توضیح : احتمالا منظورشان  کتاب آقای هورن گرن است که توسط آقایان بزرگ اصل و پارسائیان ترجمه شده است )

 

تستهای ارشد حسابداری تاليف رضا درگاهی

توضیح : آقای رجبی از اساتیدم بودند.

 

 

حسابرسی:

اصول حسابرسی جلد ۱ و ۲ - نشریات شماره ۸۷ و ۱۰۵ سازمان حسابرسی

استانداردهای حسابرسی - نشریه شماره ۱۲۴ سازمان حسابرسی

تستهای CPA حسابرسی - کوروش امانی و فاضلی - انتشارات کیومرث

من برای آمادگی برای كنكور از جزوات يا كلاسهای كنكور موسسه پارسه استفاده نكردم.ولی متاسفانه اين موسسه از اسم من سوءاستفاده كرد.

 درصدهای ایشان عبارتند از :

 

 زبان ۱۶.۶۶   ریاضی و آمار  ۷۴.۱۶   حسابداری مالی ۸۲.۷۵  

 

حسابداری صنعتی ۷۶.۶۶   حسابرسی ۷۷.۷۷    معدل ۱۸.۸۶.

 

 

   نوشته شده درThu 17 Jan 2008  ساعت 3:37 AM  توسط محسن 


 WTO

 

 سازمان تجارت جهانی ( WTO) چیست؟

 بعدا توضیح می دم

   نوشته شده درThu 17 Jan 2008  ساعت 3:2 AM  توسط محسن 


 

 

 

 خصوصیات انسانهای موفق

 

1-انسان های موفق آرزو های بزرگ در سر می پرورانند و با مهندسی معکوس به آن ها دست میابند

2-جهت حرکت خود را مشخص میکنند:

فرد با حدفی معین روی نا هموار تری جاده ها باثبات پیش میروند. اما افراد بدون هدف یا با اهداف پراکنده روی هموار ترین جاده ها باز میمانند(معرفی فیلم :بازی   ساخته ی دیوید فینچ)

3-در آخر همان میشوی که اکثرا به آن فکر میکنی

مراقب افکارت باش که گفتارت میشوند

نگهدار گفتارت باش که رفتارت میشوند

مواظب رفتارت باش که عاداتت میشوند

مراقبعاداتت باش که شخصیتت میگردند و مراقب شخصیت باش که سرنوشت میشود

4- افراد موفق بسیار مسئولیت پذیرند وافراد نا موفق بسیار قرقرو

مثال:یک شرکت تولید کننده ی کفش آمریکایی شخص اولی را به یکی از کشور های بسیار فقیر آفریقایی می فرستد شخص مذکور بادیدن پا های برهنه ی افراد آن منطقه نامه ای به این مضمون مینگارد که : "آقا اینجا کدوم جهنمی است که من را فرستادید این جا هیچ کسی کفش نمی پوشد "   پس شرکت ایشان را باز گردانده وشخص دیگری را به آن منطقه می فرستد شخص موفق اینطور مینگارد  :"اقا اینجا عجب جای خوبیست هیچ کسی کفش ندارد و همه محتاج کفش های ما هستند"

5- همه ی آدم های موفق در حد بسیار عالی کار میکنند

کیفیت زندگی شما با عمق کیفیت کارتان تامین می شود

هرچه شخت تر کارکنم خوشبختی ام بیشتر خواهد شد

آدم های موفق به سخت کوش بودن شهرت دارند:

قانون(+40): اگر آدم های معمولی 40 ساعت در هفته کار کنند آدم های موفق 40 ساعت بیشتر از آن ها در هفته کار می کنند.

6-انسان های موفق سریع کار اصلی خود را شروع میکنند و به حواشی و مقدمات نمی پردازند مثال:با تمیز کاری . روزنامه خواندن.تلفن زدن و...خود را مشغول نمیکنند

7-آدم های موفق دائماُ(علی الدوام)در حال آموزش دیدن هستند( اطلاعات خود را به روز میکنند)

ز گهواره تا گور دانش به جویی

همیشه در رشته ای که هستی چیز های هست که از آن بی اطلاعی

ایشان شدیداً اتش یادگیری دارندو به هر چه میرسند زیر ورویش می کنند.

8- در کار خود به تک تک جر عیات کاری خود دقیق می|پردازند.

این نکته را خوب می دانند که اگردر کارشان بهترین باشند هچ چیزی نیست که ایشان را متوقف کند .

 

 

   نوشته شده درThu 17 Jan 2008  ساعت 2:23 AM  توسط محسن